دامنه لغات
اين روزها لغاتي كه من ميشناسم زياد شدن
ساعت همه جا به راحتي پيداش ميكنم ميدونم كه يك جايي روي ديواره،بعضي وقتها هم صداش ميكنم ميگم عت
توپ كه عاشقش هستم از بين تمام اسباب بازيهام از همه بيشتر دوستش دارم و صداش ميكنم پو
مامانم رو هم كه ميشناسم، گل ،
پارسا : تعجب نداره از اونجايي كه همه ديوارهاي خونه پر شده از قاب عكسهام تا ميگن پارسا كو سريع پيداش ميكنم،
بابا البته كه ميشناسمش اما خوب عكس داماديش رو بيشتر ميشناسم،
داغ :رادياتور شوفاژ
موتور ، هاپو، قورباغه اينا جز اسباب بازيهام هستن ، تردميل، ابميوه گيري: البته اسمش هوووووووو است ،پيشي رو هم تو خيابون پيداش ميكنم
پاي خودم رو هم ميشناسم ، دس دسي هم ميكنم
تا مامانم ميگه به به بده مامان قاشق رو ميبرم تو دهن مامان
جارو : عاشق جارو برقي هستم تو هر خونه اي ببينم ديگه بايد قايمش كنند تا بي خيالش بشم
مل مل (با فتحه بخونيد) : منظور تلوزيون هستش
خلاصه كه سرم پر شده از لغات سخت
يعني بازم چيزي هست كه بايد ياد بگيرم ...........
واي خسته شدم




دامنه لغات
